تبليغاتX
باران
چتر ها را باید بست .. زیرباران باید رفت .. زیر باران باید چیز نوشت حرف زد نیلوفر کاشت
کاش هیچ وقت بر من نباریده بود باران.

نمی دانم!

اکنوت تمنای ترنمت را در کدام خیابان این شهر تسکین دهم.

به کدام گناه برهوت دلم ترک خورد؟

چقدر خسیسی آسمان؟

چقدر خسیس!

دیگر زیر چتر بارانت مرا نخواهی یافت

دیگر زیر چتر بارانت نخواهم خزید.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 22:13  توسط فرشاد و محمد رضا و مجتبی | 
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 22:12  توسط فرشاد و محمد رضا و مجتبی | 
سمصا سایت مهندسی صنایع ایران

سمصا                    http://www.samsa.ir/

سایت مهندسی صنایع

مهندسی صنایع

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 7:27  توسط فرشاد و محمد رضا و مجتبی | 
اینجا آسمان ابری ست

آنجا را نمیدانم...

اینجا شده پاییز

آنجا را نمیدانم...

اینجا فقط رنگ است

آنجا را نمیدانم...

اینجا دلی تنگ است

آنجا را نمیدانم...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 23:20  توسط فرشاد و محمد رضا و مجتبی | 
+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 13:57  توسط فرشاد و محمد رضا و مجتبی | 

آسمان شهر باید صاعقه خون بر زمینیان بباراند.   

و كوههای درهم و سخت از خون فرو بریزند.

بیدهای مجنون سرهای خمیده را به زمین بیاسایند.

گلهای پَرپَر و شمعهای سوزان گرد خانه حیدر به طواف برخیزند.

كودكان با چشمان اشكبار و قلبهای درهم تپیده نالان،سرهای یتیمی را به آستانه در می كوبند.

كاسه های شیر لبریز و چشمان منتظر،در دل و دعایشان خدایا حیدر«پدر ما»؛

ای كاش هیچ كس به یتیمان نگوید شیر خدا چشمانش را فرو بست.

ای كاش صدای ناله حسنین و پسران ام البنین به بیرون برنخیزد.

یتیمان كوفه دیگر طاقت ندارند.

صدای ناله ها به آسمان برنخیزد.

دختر علی طاقت ندارد.

گاه مولا سرش را میان چاه فرو می برد.

و گاه غریبانه میان نخلستان های كوفه می گریست.

كه نكند زینبش اشك چشمان و سوز ناله دل غریبش را بشنود.

مولایم راز دلش،سلام های بی جواب!

چادر خاكی صورت نیلی و غریبی كودكانش را؛

با چاه همنوا می شد.

ای خدا دخت علی چه می بیند؟

آن روز دستهای بسته و امروز فرق شكسته

 

شهادت جانسوز خورشید جهان افروز عدالت مولای متقییان، امیر مومنان، حضرت علی(ع) بر دوستداران آن حضرت تسلیت باد.

 

 

 

 

 از خدا ی مهربان شاكریم كه به بركت این شب های عزیز ، لطف و عنایتش شامل حال ما شد و ما هر دوتامون (محمد رضا و فرشاد) در كنكور كارشناسی ارشد مهندسی صنایع دانشگاه پیام نور تهران قبول شدیم . و امیدواریم سال بعد  دوست عزیزمون مجتبی هم از كارشناسی ارشد قبول بشود و به جمع ما بپیوند.

                                                                        باتشكر فراوان  محمد رضا و فرشاد

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 17:6  توسط فرشاد و محمد رضا و مجتبی | 
  

تعریف موفقیت:

بيشتر دانشمندان و نويسندگان سعي کرده‌اند تعريف جامع و کاملي از موفقيت ارائه دهند تا مورد استفاده همگان قرار گيرد، اما شمار فراوان اين تعاريف خود موجب گرديده است که تا به حال توصيف دقيق و مشخصي از اين کلمه در دست نباشد و در واقع ندانيم که اصولاً موفقيت چيست و ما دستيابي به چه چيزهايي را موفقيت مي‌ناميم.

يکي از دلايل عمده ي تعدد تعاريف موفقيت، برداشت‌هاي گوناگوني بوده که از اين مفهوم شده است. بسا افرادي که به دليل دستيابي به خواسته‌هايشان، خود را موفق و کامياب مي‌پندارند، امّا اين موفقيت‌ از نظر ديگران چندان ارزش و اعتباري ندارد. و يا افرادي هستند که احساس مي‌کنند، موفق شده‌اند ولي وقتي واقعاً در آن تفکر مي‌کنند، مي‌بينند پديده ي فوق واقعاً، آن موفقيتي که فکر مي‌کردند نيست. بنابراين موفقيت امري نسبي بوده و هرگز تعريف واحدي به خود نمي‌پذيرد.

«آرامش و اطمينان، بهترين موفقيت است»                                   آلفرد اوستن

در نظر اکثريت مردم فرد موفق کسي است که به آرزوهاي خود رسيده و در درون،احساس رضايت خاطر دارد، که اين خود حاصل تلاش و کوشش مداوم در زندگي مي‌باشد. البته اين را هم بايد دانست که هيچکس واقعاً موفق نيست، مگر آنکه خوشبخت باشد و خوشبخت کسي است که کاري مفيد و با ارزش انجام دهد.

مي‌توان گفت موفقيت به مفهوم برخورداري از بسياري مواهب است، از جمله: رفاه نسبي در زندگي، کسب احترام، بزرگي و عزّت در محيط کار و در عرصه ي اجتماع، رهايي از نگراني، سرخوردگي و شکست. موفقيت يا کاميابي هدف زندگي است، هر انساني خواهان موفقيت بوده و طالب بهترين چيزهايي مي‌باشد که از روزگار مي‌تواند بدست آورد. نخستين و بهترين ايستگاه آن است که از هم اکنون خود را در شمار افراد منتخبي قرار دهيد که مي‌خواهند از روزگار کام ستانند.

موفقيت، جريان مداومي است که ضمن آن مشتاق و آرزومند توفيق‌هاي بيشتري هستيم. و در واقع راه موفقيت هميشه در دست ساختن است.

موفقيت پيش رفتن در مسير است، نه به نقطه ي پايان رسيدن.

موفقیت واقعی چیست؟

کوشيدن، جستن، يافتن و هرگز تسليم نشدن راز موفقيت واقعي است؛ که اگر به آن دست يابيم با تمام وجود احساس رضايت خواهيم کرد.

در اين سلسله مقالات به هفت اقدام اشاره مي کنيم که با انجام آنها به موفقيت واقعي مي‌توان دست يافت:

در اين مقاله به بحث نيروهاي دروني مي پردازيم.

1- نيروهاي دروني خود را آزاد کنيد:

امام علي (ع) مي‌فرمايد:

آيا مي‌پنداري که جسم کوچکي هستي،در حالي که در درون تو جهان بزرگي نهفته است.

لحظاتي با خود خلوت کنيد، در چشمه ي صاف و فراوان انديشه‌ها، غرق شويد و نيروهاي عظيم و حيات‌بخش خود را در نظر آوريد!

کاوش‌ها و پژوهش‌هاي عصر حاضر در مورد انسان حاکي از آن است که برخلاف آنچه تصور مي‌کنند، انسان‌ها، کم يا بيش داراي منابع و ذخاير بالقوه و خداداد مشابهي هستند و از اين لحاظ تفاوت فاحشي بين آنها وجود ندارد.

عده‌اي اين استعداد و ذخاير را در وجود خويش کشف مي‌کنند و با بکار بستن آن به نتايج عظيم و شگرفي دست مي‌يابند و عد‌ه‌اي ديگر از توانايي‌هاي بالقوه ي خود استفاده نکرده و آنرا با خود به گور  مي‌برند. تفاوت انسان‌هاي موفق جهان با ساير افراد در همين است.

نيروهاي آشکار و پنهاني که در درون انسان وجود دارد و متناسب با شرايط محيطي خاص، از طريق نظام عصبي واکنش نشان مي‌دهند عبارتند از: شعور و آگاهي، قدرت جسماني، عشق و علاقه، نبوغ و خلاقيّت، ايمان، پشتکار، خشم، شهوت، کينه، اعتماد به نفس، اراده، شادي و نشاط، غم و اندوه، ضعف و کسالت، اضطراب و نگراني، حساسيت، کنجکاوي، مهر و محبت و ...

هر يک از اين نيروها همانند يک بردار، داراي شدت و جهت معيني هستند که اندازه و جهت آن در افراد مختلف و در حالت‌هاي گوناگون با يکديگر تفاوت دارد. اين نيروها نيز فعال نيستند و تأثير چنداني در رفتارها ندارند. فرآيند مجموع اين نيروهاست که روحيه و عملکرد انسان را شکل مي‌دهد و او را وادار به بازتاب در مقابل عوامل محيطي مي‌کند. اگر اين نيروها تحت تأثير محرک‌ها با شرايط ويژه‌اي آزاد و همسو شوند، نيروي عظيمي پديد مي‌آيد که داراي انرژي خارق‌العاده‌اي است و انسان را بسيار نيرومند مي‌کند به طوري که قادر خواهد بود حتي بعضي از کارهاي غيرممکن را، ممکن کند. اگر همسو شدن نيروها در جهت مثبت باشد، انرژي بيکران آزاد خواهد شد و انسان را در جهت مثبت به منظور سازندگي حرکت مي‌دهد و اگر اين نيروها به هر دليل و تحت هر شرايطي در جهت منفي و مخالف، همسو شوند، آنگاه همين نيروي عظيم در جهت تخريب و نابودي انسان عمل مي‌کند. سستي و تنبلي، افسردگي و کسالت روحي، خشم و خشونت، کشتار دسته‌جمعي، قتل عام و بسياري از رويدادهاي ديگر، از همين قبيل است.

«موفقيت هميشه با ذهنيت‌هاي مثبت ايجاد مي‌گردد و زاييده ي آن است.»                    شاه آبادي

 «وين داير» در تشريح تصوير يک شخصيت سالم مي‌نويسد:

«داشتن انرژي سرشار و قابل ملاحظه، از ويژگي‌هاي شخصيت سالم است. شور زندگي در وجودش موج مي‌زند. عشق و اشتياق، انرژي پر قلياني را در او متمرکز مي‌کند و او را به چنين تکاپو وا مي‌دارد. ساعات کمي را به خواب اختصاص مي‌دهد و مفهوم بي‌حوصلگي و کسالت را نمي‌فهمد. مجموعه رويدادهاي زندگي‌اش، حاصل احساسات، انديشه‌ها، تلاش‌ها و فرصت‌هاست، حتي اگر در زندان باشد، فکر خود را بطور بديهي بکار مي‌اندازد تا با استفاده از اوقات، از فلج شدن شور و شوقش نسبت به زندگي جلوگيري کند.»

پس نتيجه مي‌گيريم که اگر اين نيروها به طور سازنده و مثبت با يکديگر جمع شوند، چگونه به خدمت انسان در مي‌آيند.

حال وقت آن است که ابتدا اين نيروها را آزاد کرده، سپس در جهت مثبت بکار گيريم. با اين کار، نيروي دروني ما بسيار قدرتمند مي‌شود و قادر خواهيم بود اختيار زندگي و سرنوشت خويش را در قلمرو ممکن‌ها بدست گيريم.

امام علي (ع) مي‌فرمايد: درد تو از توست، ولي تو بدان بصيرت نداري و درمان تو نيز در درون توست، ليکن تو بدان آگاهي نداري.

در ديدگاه حضرت علي (ع) انسان تمامي هستي را در درون خويش دارد ولي بدان آگاهي و شعور ندارد. انسان بالقوه قادر است بر اسرار عالم امکان، آگاهي يافته و نسبت به آنها علم حضوري پيدا کند.

                                                                                           

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 22:22  توسط فرشاد و محمد رضا و مجتبی | 
با عرض سلام و تبریک سال نو                                                                                                  بعد از یه مدت طولانی که نبودیم تصمیم گرفتیم  وبلاگ رو دوباره به روز کنیم  اینبار دوست صمیمی و همیشگیمون مجتبی هم به جمع ما اضافه شده و قصد داریم سه تایی بنویسیم.امیدواریم با نظرات و پیشنهادات پر مهرتون ما رو تو این زمینه یاری کنید.

                                      

                                        با تشکر     مجتبی    فرشاد     محمد رضا


یا مقلب القلوب والابصار    یا محول الحول والاحوال     یا مدبر الیل و النهار    حوّل حالنا الی احسن الحال

دوباره معجزه آب و آفتاب و زمين
شکوه جادوی رنگين کمان فروردين
شکوفه و چمن و نور و رنگ و عطر و سرود
سپاس و بوسه و عيد
دوباره عشق و اميد
دوباره چشم و دل ما و چهره های بهار

نوروز جشن شکوهمند ايران باستان،گوياي پيشينه تابناک ميهن ما و جلوه اي مهم از فرهنگ غني قوم ايراني ست.نوروز که قرن هاي دراز است بر همه جشن هاي جهان فخر مي فروشد از آن روست که يک قرارداد مصنوعي اجتماعي و يا يک جشن تحميلي سياسي نيست ،جشن جهان است و روز شادماني زمين ،اسمان و آفتاب و جوش شگفتيها و شور زدنها و سرشار از هيجان هراغاز.
خاطره خويشاوندي انسان با طبيعت است.عظمت و شکوه خيال انگيز اين جشن ملي پرنده فکر ايراني ميهن پرست و علاقه مند به سنت هاي ديرين را در عالم بي انتهاي انيشه به پرواز درآورده و به سوي گذشته هايش مي کشاند.
ابوريحان بيروني در (التفهيم) در پاسخ به اين سوال که نوروز چيست مي نويسد:
«نخستين روز است از فروردين ماه و زين جهت روز نو نام کردند زيرا که پيشاني سال نو است و آنچه از پس اوست از اين پنج روز ، همه جشن هاست و ششم فروردين ماه نوروز بزرگ دارند، زيرا که خسروان بدان پنج روز حقهاي خشم و گروهان بگزاردندي و حاجتها روا کردندي ،آنگاه بدين روز ششم خلوت کردندي ،خاصگان را و اعتقاد پارسيان اندر نوروز نخستين آنست که اول روزي ست از زمانه و بدو فلک آغازيد گشتن.»
در نوروز نامه منسوب به خيام آمده است که:
«سيي نهادن نوروز آن بوده است که چون دانستند آفتاب را دو دور بوده ،يکي آن که سيصد و شصت و پنج روز و ربعي از شبانه روز به اول دقيقه حمل باز آيد ،به همان وقت که هر روز رفته بود بدين دقيقه نتواند آمدن ،چه هرسال از مدت همي کم شود.چون جمشيد اين دو را در يافت نوروز نام نهاد و جشن آيين آورد.پس از آن پادشاهان و ديگر مردمان بدو اقتدا کردند.»
ابو ريحان در آثار الباقيه مي نويسد:
«برخي از علماي ايراني مي گويند سبب اينکه اين روز را نوروز مي نامند اين است که در ايام تهمورث صائبه آشکار شدند و چون جمشيد به پادشاهي رسيد دين خود را تجديد کرد و اين کار خيلي بزرگي به نظر آمد و آن روز را که روز تازه اي بود ،جمشيد عيد گرفت.»
بلعمي در ترجمه تاريخ طبري ،تاليف ابو جعفر محمد بن جرير بن يزيد طبري درباره پيدايش نوروز گفته اند:
«در زمان قديم مثلا در دوره ساساني يا اشکاني کسر سال را ۶ ساعت تمام حساب مي کردند .بنا براين در هر ۴ سال متوالي جمع اين کسر هاي سالانه به يک روز مي رسيد .براي اينکه آغاز سال از آن موقع طبيعي يعني اول تابستان که منسوب به زرتشت بود تجاوز نکند،به جاي آنکه هر چهار سال يک روز به سال چهارم مثل اين ايام بيفزايند و آن را کبيسه کنند هر ۱۲۰ سال مي افزودند از حمع اين ربعها يک ماه درست مي کردند و به سال مي افزودند و آن ماه را ماه کبيسه مي گفتند.بنابراين در هر ۱۲۰ سال محل نوروز از اول تابستان تا اول برج جوزا تغيير مکان پيدا مي کرد و در سال صد و بيستم دوباره برمي گشت به جاي خودش.
بعد از سلطنت يزدگرد و انقراض دولت ساساني ديگر کسي اين حساب کبيسه را نگاه نداشت .در نتيجه نوروز هر ۱۲۰ سال يک ماه جلو افتاد.تا اوايل سلطنت محمود غزنوي ،اول فروردين با اول برج حمل منطبق شد و نوروز از جاي قديم خود که اول تابستان باشد به اول حمل که آغاز فصل بهار است منتقل شد.»
معنا و فلسفه هفت سین:
سبزه: تولد دوباره
سمنو: ثروت
سنجد: عشق
سیر: دارو                                                            
سیب: زیبایی و سلامت
سماق: رنگ طلوع آفتاب                                                               
سرکه: سن و صبر                                                                
سنبل: آمدن بهار
سکه: ثروت
آرزوي سالي نيکو و شاد براي همه شما.
سال نو مبارک!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 19:0  توسط فرشاد و محمد رضا و مجتبی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
با عرض سلام به همه عزیزانی که از این وبلاگ دیدن می فرمایند.این وبلاگ توسط سه نفر از دانشجویان سال آخر رشته ی ریاضی طراحی شده امیدواریم با ارائه ی نظرات و پیشنهادات ما را در این زمینه یاری کنید.
با تشکر فراوان فرشاد و محمد رضا و مجتبی

TABRIZ.......TABRIZ
--------------------------------------

: YAHOO ID

فرشاد: apply_math

محمد رضا: mr19n

مجتبی: log_abri

------------------------------------

سوختم، باران بزن شايد تو خاموشم كني، شايد امشب سوزش اين زخم ها را كم كني، آه باران من سراپاي وجودم آتش است پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم كني

پیوندهای روزانه
سمصا سايت مهندسي صنايع ايران
ترانه.عکس.اخبار.سرگرمی
فروغ فرخ زاد
سهراب سپهری
ترانه های ایرانی و خارجی
yahoo
google
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
بهمن 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مهر 1386
خرداد 1386
اسفند 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
پیوندها
پسران با هوش
آلاله
روز برفی
به زیبایی قو و به قدرت نهنگ
باغ مهربونی من
وقتی تنها میشم
مرا کمی بیشتر دوست بدار
بن بست تنهایی
بلور مهتاب
دفتر من
حرف دل
تو را من چشم در راهم
fidodidom
مهر بیکران
سمصا سايت مهندسي صنايع ايران
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

آمار بازدید کنندگان
Counter
Hit Counters