![]() |
![]() |
|
| چتر ها را باید بست .. زیرباران باید رفت .. زیر باران باید چیز نوشت حرف زد نیلوفر کاشت |
|
تپشهای قلبم را به باور خاطره هايم پيوند می زنم ، شب يلدا يا «شب چله» شب اول زمستان و درازترين شب سال است. و فردای آن با دميدن خورشيد، روزها بزرگ تر شده و تابش نور ايزدی افزونی می يابد. اين بود که ايرانيان باستان، آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا زايش خورشيد می خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می کردند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت 23:26 توسط فرشاد و محمد رضا و مجتبی |
|
|
به جاي دسته گل بزرگي كه فردا بر قبرم نثار مي كني امروز با شاخه گل كوچكي يادم كن بجاي سيل اشكي كه فردا بر مزارم مي ريزي امروز با تبسم مختصري شادم كن بجاي آن متن های تسليت گويی كه فردا در روزنامه ها برايم مي نويسي امروز با پيام كوچكي خوشحالم كن من امروز به تو نياز دارم نه فردا |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت 10:20 توسط فرشاد و محمد رضا و مجتبی |
|
|
تو به من خندیدی، قلب من باز گریست قلب من باز ترک خورد و شکست باز هنگام سفر کردن بود و من از چشمانت می خواندم که به آسانی از این خانه گذر خواهی کرد و از این شهر سفر خواهی کرد و نمی فهمی که بی تو این باغ پر از پاییز است...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384ساعت 23:32 توسط فرشاد و محمد رضا و مجتبی |
|
|
دستم بوی گل می داد !
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم آذر 1384ساعت 1:20 توسط فرشاد و محمد رضا و مجتبی |
|
|
خدايا به من زيستن عطا کن که دم مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زيستن گذشته است ؛ حسرت نخورم ومردنی عطا کن که بر بيهودگی اش نباشم . خدايا بگذار تا مرگ را من خود انتخاب کنم اما انچنان که تو دوست می داری. خدايا چگونه زيستن را به من بياموز ؛ چگونه مردن را خود خواهم آموخت... دکتر علی شريعتی |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم آذر 1384ساعت 22:34 توسط فرشاد و محمد رضا و مجتبی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با عرض سلام به همه عزیزانی که از این وبلاگ دیدن می فرمایند.این وبلاگ توسط سه نفر از دانشجویان سال آخر رشته ی ریاضی طراحی شده امیدواریم با ارائه ی نظرات و پیشنهادات ما را در این زمینه یاری کنید.
با تشکر فراوان فرشاد و محمد رضا و مجتبی TABRIZ.......TABRIZ -------------------------------------- : YAHOO ID فرشاد: apply_math محمد رضا: mr19n مجتبی: log_abri ------------------------------------ سوختم، باران بزن شايد تو خاموشم كني، شايد امشب سوزش اين زخم ها را كم كني، آه باران من سراپاي وجودم آتش است پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم كني |
| پیوندهای روزانه |
|
سمصا سايت مهندسي صنايع ايران ترانه.عکس.اخبار.سرگرمی فروغ فرخ زاد سهراب سپهری ترانه های ایرانی و خارجی yahoo آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مرداد 1388 بهمن 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مهر 1386 خرداد 1386 اسفند 1385 تیر 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 |
|
RSS
|