تبليغاتX
باران
چتر ها را باید بست .. زیرباران باید رفت .. زیر باران باید چیز نوشت حرف زد نیلوفر کاشت

تپشهای قلبم را به باور خاطره هايم پيوند می زنم ،
و سرزمينی را که همزاد با خاک است و کهن تر از تاريخ ، برای نوباوگان خاک و تازه به دوران رسيدگان تاريخ زمزمه می کنم .
زمزمه می کنم که :
من از نسل شب شکنان روزگارم ،
من از نسل نورآفرينان پاک ،
از سلاله پاک آريائيان بردبارم ،
منم ميراث هزار ساله زمين ،
همان ازشرق تا غرب گسترده آغوش ،
همان پيام آور مهر و دوستی ،
همان گرفته در فش آشتی بر دوش
نه خود ستيزم ، نه ديگر ستيز
مرا و يادگاران مرا به نيکی يادآر
که يادگار يادگاران من ، همه شادی است و شادمانی ؛
. . .
شب است و گيتی غرق در سياهی
شب بلند است و سياهی پايدار ، ولی
باور به نور و روشنايی است ،
که شام تيره ما را ، از تاريکی می رهاند
و از دل شبهای يلدا ، جشن مهر و روشنايی به ما ارمغان می رساند
تيرگی هاتان در دل نور خاموش باد ،
شب يلدا را به نور قرنها قدمت جاری نگه داريم . . . .

شب يلدا يا «شب چله» شب اول زمستان و درازترين شب سال است. و فردای آن با دميدن خورشيد، روزها بزرگ تر شده و تابش نور ايزدی افزونی می يابد. اين بود که ايرانيان باستان، آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا زايش خورشيد می خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می کردند.
اين جشن در ماه پارسي «دي» قرار دارد که نام آفريننده در زمان قبل از زرتشتيان بوده است که بعدها او به نام آفريننده نور معروف شد،همان که در زبان انگليسي "day"خوانده ميشود.

يلدا و جشنهاي مربوطه که در اين شب برگزار مي شود،يک سنت باستاني است.يلدا يک جشن آريايي است و پيروان ميتراييسم آن را از هزاران سال پيش در ايران برگزار مي کرده اند.يلدا روز تولد ميترا يا مهر است.اين جشن به اندازه زماني که مردم فصول را تعيين کردند کهن است.

نور،روز و روشنايي خورشيد،نشانه هايي از آفريدگار بود در حالي که شب ،تاريکي و سرما نشانه هايي از اهريمن. مشاهده تغييرات مداوم شب و روز مردم را به اين باور رسانده بود که شب و روز يا روشنايي و تاريکي در يک جنگ هميشگي به سر مي برند.روزهاي بلندتر روزهاي پيروزي روشنايي بود درحالي که روزهاي کوتاه تر نشانه اي از غلبه تاريکي.
براي در امان بودن از خطر اهريمن،در اين شب همه دور هم جمع مي شدند و با برافروختن آتش از خورشيد طلب برکت مي کردند.

آيين شب يلدا يا شب چله، خوردن آجيل مخصوص ، هندوانه، انار و شيرينی و ميوه های گوناگون است که همه جنبه نمادی دارند و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. در اين شب هم مثل جشن تيرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و يا پری آن، آينده گويی می کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت 23:26  توسط فرشاد و محمد رضا و مجتبی | 
 
به جاي دسته گل بزرگي كه فردا بر قبرم نثار مي كني

امروز با شاخه گل كوچكي يادم كن

بجاي سيل اشكي كه فردا بر مزارم مي ريزي

امروز با تبسم مختصري شادم كن

بجاي آن متن های تسليت گويی كه فردا در روزنامه ها برايم مي نويسي

امروز با پيام كوچكي خوشحالم كن

من امروز به تو نياز دارم نه فردا



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت 10:20  توسط فرشاد و محمد رضا و مجتبی | 

تو به من خندیدی، قلب من باز گریست

 

قلب من باز ترک خورد و شکست

 

باز هنگام سفر کردن بود

 

و من از چشمانت می خواندم

 

که به آسانی از این خانه گذر خواهی کرد

 

و از این شهر سفر خواهی کرد

 

و نمی فهمی که بی تو این باغ  پر از پاییز است...

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384ساعت 23:32  توسط فرشاد و محمد رضا و مجتبی | 

دستم بوی گل می داد !
مرا به جرم گل چيدن گرفتند
....
ولی
حتی يک نفر هم
فکر نکرد شايد
من گلی کاشته باشم ! 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آذر 1384ساعت 1:20  توسط فرشاد و محمد رضا و مجتبی | 

خدايا به من زيستن عطا کن که دم مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زيستن گذشته است ؛

 حسرت نخورم ومردنی عطا کن که بر بيهودگی اش نباشم . خدايا بگذار تا مرگ را من خود

 انتخاب کنم اما انچنان که تو دوست می داری. خدايا چگونه زيستن را به من بياموز ؛ چگونه

 مردن را خود خواهم آموخت...

                                                                                        دکتر علی شريعتی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آذر 1384ساعت 22:34  توسط فرشاد و محمد رضا و مجتبی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
با عرض سلام به همه عزیزانی که از این وبلاگ دیدن می فرمایند.این وبلاگ توسط سه نفر از دانشجویان سال آخر رشته ی ریاضی طراحی شده امیدواریم با ارائه ی نظرات و پیشنهادات ما را در این زمینه یاری کنید.
با تشکر فراوان فرشاد و محمد رضا و مجتبی

TABRIZ.......TABRIZ
--------------------------------------

: YAHOO ID

فرشاد: apply_math

محمد رضا: mr19n

مجتبی: log_abri

------------------------------------

سوختم، باران بزن شايد تو خاموشم كني، شايد امشب سوزش اين زخم ها را كم كني، آه باران من سراپاي وجودم آتش است پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم كني

پیوندهای روزانه
سمصا سايت مهندسي صنايع ايران
ترانه.عکس.اخبار.سرگرمی
فروغ فرخ زاد
سهراب سپهری
ترانه های ایرانی و خارجی
yahoo
google
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مرداد 1388
بهمن 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مهر 1386
خرداد 1386
اسفند 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
پیوندها
پسران با هوش
آلاله
روز برفی
به زیبایی قو و به قدرت نهنگ
باغ مهربونی من
وقتی تنها میشم
مرا کمی بیشتر دوست بدار
بن بست تنهایی
بلور مهتاب
دفتر من
حرف دل
تو را من چشم در راهم
fidodidom
مهر بیکران
سمصا سايت مهندسي صنايع ايران
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

آمار بازدید کنندگان
Counter
Hit Counters